در میان قهرمانان انقلاب اسلامی، داستان زندگی مردانی که پس از سالها تحصیل علوم دینی، سنگر مبارزه را نه در حجره، که در قلب بازار و در میان مردم برپا کردند، الهامبخش است. شهید علی کلانتریان، طلبه سابق حوزه علمیه و کاسب متدین مشهدی، یکی از همین چهرههای جاودان است. او که پدری مهربان برای هفت فرزند بود، در صبحگاه حماسه خونین ۱۰ دیماه ۱۳۵۷، پس از انجام غسل شهادت و طلب حلالیت از خانواده، دو فرزندش را با خود همراه کرد و در تظاهرات مقابل استانداری مشهد، در خط مقدم مقاومت به شهادت رسید.
این مقاله، بر اساس خاطرات همسر فداکار و اسناد بهجایمانده، به بازخوانی زندگی، سلوک اخلاقی و شهادت عارفانه این شهید والامقام میپردازد.

زندگینامه؛ از حوزه علمیه تا حجره بازار
شهید علی کلانتریان در یکم شهریورماه ۱۳۱۲ در روستای فرومد از توابع شاهرود، در خانوادهای متدین به دنیا آمد. عشق و علاقه او به فراگیری علوم دینی از نوجوانی در وجودش شعلهور بود. او از سن ۱۲ تا ۱۵ سالگی در جلسات قرآن و سخنرانی علمای بزرگی چون شهید هاشمینژاد و آیتالله فلسفی شرکت میکرد. در سن ۱۵ سالگی، با عزمی راسخ وارد حوزه علمیه مشهد شد و به مدت ده سال، با تهذیب نفس و تلاش علمی، به تحصیل علوم دینی پرداخت.
پس از ترک حوزه، برای امرار معاش به شغل آزاد روی آورد و در بازار به فروشندگی تریکو (بافندگی) مشغول شد. اما این تغییر سنگر، ذرهای از تعهد دینی و اخلاقی او نکاست و اخلاق نیکوی او در میان دوستان و آشنایان زبانزد بود.

روایت همسر شهید؛ الگوی اخلاق در خانه و محله
همسر شهید از خصوصیات اخلاقی و معنوی ایشان به عنوان الگویی بیبدیل یاد میکند. شهید کلانتریان پدری دلسوز برای هفت فرزندش (پنج پسر و دو دختر) و همسری فداکار بود.
“ان شاء الله خداوند هم از تو راضی باشد”
ایشان از خاطرهای روزمره اما سرشار از محبت میگوید:
نکتهای که در ذهن من همیشه باقی است و از یادم نمیرود، جملهای بود که هر روز وقتی به خانه میآمد، قبل از هر چیز میگفت: “خانم! همانطور که من از تو راضی هستم، انشاءالله خداوند هم از تو راضی باشد، چون تو در این خانه برای من و فرزندانمان بسیار زحمت کشیدهای”.
او انسانی صبور بود، یتیمان را دوست داشت و از کمک به مستمندان دریغ نمیکرد. در ماه مبارک رمضان، وظیفه خود میدانست که همسایگان را برای سحر و نماز بیدار کند و شبهای جمعه، پس از زیارت حرم مطهر امام رضا (ع)، به صله رحم و دیدار اقوام میشتافت.

شهادت در یکشنبه خونین؛ وداع با غسل شهادت
شهید کلانتریان از سال ۱۳۴۲ با اندیشههای انقلابی امام خمینی (ره) آشنا بود و با اوجگیری مبارزات در سال ۱۳۵۷، مغازه خود را تعطیل کرد تا تماموقت در صحنه حاضر باشد و دیگران را نیز به شرکت در راهپیماییها تشویق میکرد.
همسرش روایت میکند: «در آن روزها که همه مردم در تکاپوی راهپیماییها بودند، من و شهید با غسل شهادت در این راهپیماییها شرکت میکردیم».
صبح روز یکشنبه، ۱۰ دیماه ۱۳۵۷، شهید علی کلانتریان پس از انجام غسل شهادت و طلب حلالیت از همسر و فرزندان، با آرامشی خاص همراه با دو پسرش راهی تظاهرات مردمی مقابل استانداری شد. همسر و فرزند کوچکش قرار بود ساعتی بعد به آنها ملحق شوند.
در بحبوحه راهپیمایی، هنگامی که مأموران رژیم، مردم را مورد حمله وحشیانه قرار دادند، او با شجاعت، دیگران را به مقاومت و پایداری ترغیب میکرد. در همین حال، بر اثر اصابت گلوله به سر، به فیض عظیم شهادت نائل آمد. خبر شهادتش بعد از ظهر همان روز به همسرش رسید و دو فرزندش که در آن غوغا گم شده بودند، پس از ۲۴ ساعت بیخبری، در بیمارستان امام رضا (ع) پیدا شدند.

میراث شهید؛ “قدر این شهدا را بدانید”
همسر فداکار شهید، پس از شهادت ایشان، با تحمل سختیهای فراوان، فرزندان را آنگونه که شهید میخواست تربیت کرد و امروز به این امانتداری افتخار میکند. پیام او به ملت ایران این است: «امیدوارم که ملت بزرگ ایران قدر این شهدا را بدانند و آنچنان که شهدا خواستهاند، عمل کنند».

